کانون قاسم بن الحسن علیه السلام

یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم
ذکر کاشی های باب المجتبی"یا قاسم" است

پیوندهای روزانه



تازه عقد کرده بودیم و با هم رفته بودیم بیرون. چون در خانه ی پدری یه دختر بودم با چند تا برادر، شیطنت هام زیاد بود. خیلی پر شر و شور بودم. هنوز هم شیطنت های خودم را دارم. اما آقای امیری هیچ وقت نشد که به روی من بیاره که چرا اینقدر شلوغی؟...
خلاصه داشتیم با هم قدم زنان می رفتیم که یه دفعه یه ماشین از پاسدارها جلوی پای ما نگه داشت! ترسیدم
اما دیدم افراد داخل ماشین با آقای امیری سلام و احوالپرسی می کنند و اصرار دارند که ما را با ماشین به مقصدی که می خواستیم برسونند. هنوز آقای امیری جواب نداده بود که گفتم نه خیلی ممنون. ما خودمون می ریم.
آقای امیری گفت نه بهتره با ماشین بریم. حس کردم که ناراحت شده! اما هیچی هم نمی گفت. تو ماشین آروم تو گوشم گفت
عجب کاری دادی دستمون!
این جمله را همیشه در اوج ناراحتیش می گفت. همین. هیچ وقت نشد که بیش از این جمله، ناراحتیش را بروز بده.
بعدها متوجه شدم که از شیطنت من پیش دوستانش ناراحت شده و اصرار اونها برای سوار شدن ما به این خاطر بوده که من به عنوان همسر یه رزمنده باید رفتار موقرانه ای از خودم بروز می دادم که در اون لحظه متوجه ی این قضیه نبودم.

بخشی از خاطرات خانم رضوان نوربخش همسر جانباز سرافراز آقای حسین امیری

 +حسین امیری ثابت کرده است "امیری حسین و نعم الامیر"



**************************************************


سوال روز هشتم:

اعراف چه گروهی هستند و به کسانی که می شناسند چه می گویند؟
منبع: قرآن کریم، جزء هشتم


**************************************************


پاسخ سوال هفتم

سوره ی انعام آیه ی 91

وَمَا قَدَرُ‌وا اللَّـهَ حَقَّ قَدْرِ‌هِ إِذْ قَالُوا مَا أَنزَلَ اللَّـهُ عَلَىٰ بَشَرٍ‌ مِّن شَیْءٍ ۗ قُلْ مَنْ أَنزَلَ الْکِتَابَ الَّذِی جَاءَ بِهِ مُوسَىٰ نُورً‌ا وَهُدًى لِّلنَّاسِ ۖ تَجْعَلُونَهُ قَرَ‌اطِیسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ کَثِیرً‌ا ۖ وَعُلِّمْتُم مَّا لَمْ تَعْلَمُوا أَنتُمْ وَلَا آبَاؤُکُمْ ۖ قُلِ اللَّـهُ ۖ ثُمَّ ذَرْ‌هُمْ فِی خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ ﴿٩١



ترجمه:
و آنگاه که [یهودیان‌] گفتند: «خدا چیزى بر بشرى نازل نکرده»، بزرگى خدا را چنانکه باید نشناختند.
بگو: «چه کسى آن کتابى را که موسى آورده است نازل کرده؟ [همان کتابى که‌] براى مردم روشنایى و رهنمود است، [و] آن را به صورت طومارها درمى‌آورید. [آنچه را] از آن [مى‌خواهید] آشکار و بسیارى را پنهان مى‌کنید، در صورتى که چیزى که نه شما مى‌دانستید و نه پدرانتان، [به وسیله آن‌] به شما آموخته شد.»
بگو: «خدا [همه را فرستاده‌]»؛
آنگاه بگذار تا در ژرفاى [باطل‌] خود به بازى [سرگرم‌] شوند.
(۹۱)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی