کانون قاسم بن الحسن علیه السلام

یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم
ذکر کاشی های باب المجتبی"یا قاسم" است

پیوندهای روزانه

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۰ ثبت شده است


راستش اولین باری بود که واسه ی تحقیق از شهید اقدام می کردم. پیش خودم می گفتم اینهائی که می رن پیش خانواده های شهدا چه سؤال هائی می پرسن و چطوری می پرسن و ...؟
آخر سر دل و به دریا زدم و رفتم پیش یه مادر شهید که هم خودش و هم بچه هاش، سید بودند."شهیدان سید ابوالفضل و سید اصغر سید فتاحی" . با هم صحبت کردیم و قرار شد به خونه شون برم.

روز موعود فرا رسید. با چند نفر دیگه رفتیم در خونه شون اما هرچی در زدیم کسی در رو  باز نکرد. ظاهرا بنده ی خدا قرارمون و فراموش کرده بود. مثل بعضی وقتا که ما شهیدامون و فراموش می کنیم ......
یکی از بچه ها گفت اشکالی نداره بریم خونه ی شهید سنمار(senemar).


مادرش تنها زندگی می کنه رفتیم و باز زنگ زدیم باز کسی در و باز نکرد. باز رفیق ما پیشنهاد داد بریم خونه ی یکی دیگه "شهید مرتضی شاهنگی" مادرش گفت مهمان داریم. نرفتیم. یک کم دلم شکست.
هیچ شهیدی ما را به خونه ش راه نداد....
نا امید از همه جا رفتیم حسینیه. نماز که تمام شد دیدم یکی از خانمای مسن که همیشه به حسینیه می یومد و ما در حد یه سلام و علیک با هم ارتباط داشتیم اومد جلو  و با همون لبخندی که همیشه رو لبش است گفت شرمندم که اومدید و من نبودم. فهمیدم به گوشش رسیده که رفتیم و پشت در موندیم. مادر شهید سنمار بود. گفت همین الان باید بیاید خونه مون. گفتم حاج خانم آخه الان شبه. صبح می آئیم. گفت نمی شه بچه هام نمی ذارن من تو خونه تنها باشم می یان من و می برن خونه شون.الان باید بیائید. قبول کردیم.
  • کانون فرهنگی هنری قاسم بن الحسن(علیه السلام)
امام زمان فرمودند:

اگر شیعیان ما - که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خویش موفق بدارد - در وفای به عهد و پیمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پیمان را محترم می شمردند ، سعادت دیدار ما به تأخیر نمی افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل می شدند

 

ای امام مهربان می دانم بی لیاقتی ما باعث غیبت تو شد اما می خواهم کمکمان کنی شاید...

ما دست در دستان تو داشتیم وقتی وارد این دنیای شلوغ شدیم اما در این بازار دنیا دیدن چند عروسک ما را به غفلت انداخت و دستمان در این غفلت از دست تو جدا شد

ای امام مهربان ما گم شده ایم و مثل آن بچه ی جاهل که وقتی پدرش را گم می کند می گوید بابام گم شده است دارم دنبالش می گردم ما هم مرتب می گوئیم تو غیبت کردده ای اما دریغ که غیبت از ماست

ای عزیز زهرا کمکمان کن

مسیر منتهی به خودت را جلوی پایمان بگذار شاید و شاید هدایت شدیم

ما غرق گناهیم آقا گناهمان آنقدر زیاد است که روئی برای دیدن تو نداریم اما آقای من پدرها همیشه گناه فرزندانشان را می بخشند .ما را ببخش

درست است دست خط نامه هایمان کوفی است اما هنوز هم به ولایتت معتقدیم گرچه زبانی ..خودت مسیر را نشانمان بده از تو می خواهم کمکمان کنی...

 

  • کانون فرهنگی هنری قاسم بن الحسن(علیه السلام)