کانون قاسم بن الحسن علیه السلام

یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم
ذکر کاشی های باب المجتبی"یا قاسم" است

پیوندهای روزانه

۵ مطلب در مهر ۱۳۹۲ ثبت شده است

داشتم با خودم مرور می کردم مطلبی را می خواستم برای شهادت امام محمد باقر (علیه السلام) بنویسم که یکی از دوستان یه پیامی داد که از شدت تعجب داشتم شاخ در می آوردم!

این بنده ی خدا نوشته بود که در غربت امام همین بس که شهادتش همه می رن به مکه و تولدش تو ماه صفره!!!

به خاطر شناختی که از این بنده خدا داشتم تعجبم هر لحظه بیشتر میشد.

بهش گفتم آخه دوست عزیز این چه ربطی داره؟! آخه غربت امام که به این چیزا نیست. گفت چون هدفم، هدف درستیه مشکلی نداره!

گفتم آخه وسیله که هدف را توجیه نمی کنه. گفت اتفاقا هدفه که وسیله را مشخص می کنه!

گفتم  آقای مطهری در اثبات این جمله می گه آیا اگه شما به زور پولی را از مردم بگیرید به بهانه ی کمک به مسجد درسته؟ پس هدف، وسیله را توجیه نمی کنه

گفت آخه همین وسیله است که ما را به ائمه نزدیک می کنه و باعث شناخت میشه!!

گفتم  امام را باید درست شناخت نه به این مسائل.

گفت تاریخ شهادت و تولد که مشکلی نداره . گفتم بله منم قبول دارم اما اینکه تفسیرش کنی اون هم به این شکل ایراد داره.

گفت تفسیرم مشکلی نداره

گفتم  خود امام وصیت کرد تا ده سال در منی براش عزاداری کنند. یکی از دلایل این کار این بود که حکومت اموی ابتدای کار نمی ذاشت حرفی از شهدای کربلا زده بشه بعد که دید نمی تونه با شیعه مقابله کنه از احساس شیعه سوء استفاده کرد و شروع کرد به تحریف واقعه ی کربلا که بعضا هنوز هم آثارشو می بینیم در بعضی از مجالس. نقش امویان را استکبار امروز ایفا می کنه

امام هم به همین خاطر چنین وصیتی کرد.

از طرفی ولادت امام موسی کاظم(علیه السلام) هم در ماه صفره  و شیعه در این روزها، جشن و شادی برپا میکنه

خلاصه نهایتا این بنده خدا با یه جمله ی من باز رو حرف خودم هستم  و خوشحال شدم که باهات صحبت کردم !!به مباحثه خاتمه داد.

یادم افتاد یه بار تو کتاب "فاطمه فاطمه است" خونده بودم خیلی مهم نیست فاطمه در چه تاریخی متولد و در چه تاریخی شهید شد و حتی مهم نیست که چند سال داشت مهم اینه که فاطمه چطوری فاطمه شد و چطوری زندگی می کرد.چه منشی داشت و چرا فاطمه فاطمه است

حالا به نظرت ما که داعیه ی شیعه بودن باقرالعلوم(علیه السلام) را داریم تا چه حد علمی به مسائل نگاه می کنیم ؟ یا حداقل تا چه حد بصیرت داریم در مواجه با مسائلی از این دست؟

پیامبر (صل الله علیه و آله) فرمود:کسی که امام زمانش را نشناسه به مرگ جاهلی مرده است

امام زمان با وجود این افکار ما غریب است.

شهادت امام محمد باقر(علیه السلام) بر همگان تسلیت باد

 

  • کانون فرهنگی هنری قاسم بن الحسن(علیه السلام)
یادمه هر وقت شعر "یار دبستانی من..با من و همراه منی" را تلویزیون نشون می داد و پشت سرش بچه هائی که توی جبهه با وجود سن کمشون می جنگیدند با خودم می گفتم چرا من و همکلاسی هام اینطوری نیستیم؟!!

دقت کردی بچه های جبهه طوری یاور همدیگه بودند که خطشون سقوط که نمی کرد هیچ، پیشروی هم می کردند.

خب، حالا هم جبهه ی علم نیاز داره که یاور همدیگه باشیم و به پیش بریم

این شد که بسم الله را گفتیم و یاعلی از تو مدد

 

  • کانون فرهنگی هنری قاسم بن الحسن(علیه السلام)

امام خامنه ای (حفظه الله):

جوان باید در خود دانایى را به‌وجود بیاورد. دانایى، فقط علم آموختن نیست؛ دانایى به اندیشمندى هم ارتباط پیدا مى‌کند.

 

 

  • کانون فرهنگی هنری قاسم بن الحسن(علیه السلام)

سلام دوستان

به یاری خدا و با همت  رفقا، موفق شدیم استارت کرسی های آزاد اندیشی  را در محل بزنیم که قرعه ی کار به موضوع هدایت افتاد. خوب شروع می کنیم.

 

هدایت از نظر لغوی از ریشه ی هدی و به معنای توقف کردن است

و اما از نظر اصطلاحی به این معنی است که ما یک غایتی را برای خودمان در نظر بگیریم حالا این راهی که به آن غایت می رسد، هدایت نام دارد.

هدایت بر دو گونه است: تکوینی و تشریعی

البته برخی آن را بر سه نوع می دانند : تکوینی، تشریعی و تکوینی جزائی

هدایت تکوینی در مرحله ی موجود شدن به وقوع می پیوندد و خود بر دو گونه است: عام و خاص

عام یعنی همان که بشر در آن دخالتی ندارد.مثلا زنبور عسل بر اساس این نوع هدایت است که می داند باید چگونه عسل تولید کند.

خاص یعنی همان که فطرت بشر نامیده می شود. به عبارتی همه ی افراد بشر در ابتدای خلقت به صورت تکوینی ، هدایت می شوند. به تعبیر دیگر دارای تقوای فطری هستند. بنابراین خدا، تقوای اولیه را به همه ی انسان ها حتی زنازاده می دهد.

هدایت تشریعی یعنی بشر به وسیله ی شرع و پیامبران و اولیاء الله در مسیر هدایت قرار بگیرد.

مثلا فرض کنید کشاورزی، دانه ای را در زمین می کارد. تا اینجای کار، هدایت تکوینی صورت گرفته است اما زمانی که به آن دانه، آب و کود مناسب می دهد که رشد کند او را در مسیر هدایت تشریعی قرار می دهد.

در آیه ی 2 سوره ی بقره می خوانیم که

"ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ"

این است کتابى که در [حقانیت] آن هیچ تردیدى نیست [و] مایه هدایت تقواپیشگان است

 

امام موسی کاظم (علیه السلام) در تفسیر این آیه فرمود که منظور از متقین، شیعیان ماست.

حالا ممکن است این سوال پیش بیاید که پس غیر شیعه، چه تکلیفی دارد و آیا این با عدالت خدا در تناقض نیست؟

در جواب باید بگوئیم که خیر. چرا که همانگونه که گفته شد همه ی افراد بشر در ابتدای خلقت دارای تقوای الهی هستند و تقوا یک امر فطری است. اما اگر به آیات بعد توجه کنید موضوع جالبی را در می یابید.

الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ﴿۳﴾والَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ ﴿۴﴾

آنان که به غیب ایمان مى‏آورند و نماز را بر پا مى‏دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‏ایم انفاق مى‏کنند (۳)و آنان که بدانچه به سوى تو فرود آمده و به آنچه پیش از تو نازل شده است ایمان مى آورند و آنانند که به آخرت یقین دارند (۴)

در این آیات همه ی افعال به صورت مضارع استفاده شده اند یعنی فرد در ابتدا، تقوا داشته و حالا هم دارد و مرتبا این تقوا در حال افزایش است و کسی که در تقوا به مرحله ی بالا برسد لاجرم شیعه می شود. بنابراین با قرموده ی امام در تناقض نیست.

به عبارتی حداقل متقی بودن، همان است که تقوای الهی داشته باشی و حداکثر آن، شیعه بودن می باشد.

سوال: قرآن در سوره ی فاطر آیه ی ۸ می فرماید "فَإِنَّ اللهَ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ" این آیه شامل چه کسانی می شود؟ آیا تعداد افراد هدایت شده بیشتر است یا تعداد گمراهان؟

جواب: قرآن در آیه ی 26 سوره ی بقره می فرماید:

"...یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیَهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِینَ"

و در آیه ی بعدی، ویژگی فاسقین را اینچنین برمی شمرد:

الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأَرْضِ أُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿۲۷﴾

همانانى که پیمان خدا را پس از بستن آن مى‏شکنند و آنچه را خداوند به پیوستنش امر فرموده مى‏گسلند و در زمین به فساد مى‏پردازند آنانند که زیانکارانند (۲۷)

حالا سوال اینجاست که خدا چه چیزی را عهد کرده؟

در جواب باید گفت که عهد خدا از عالم الست شروع می شود تا به امروز، از جمله حکم ولی فقیه

سوال: اگر ظالمین در  ردیف کسانی قرار می گیرند که در مسیر ضلالت هستند پس چرا حر ریاحی با وجودی که آب را به روی حسین(علیه السلام) بست و ظالم بود ولی در نهایت هدایت شد؟

جواب: ابتدا باید دید چه کسانی قابل هدایتند و چه کسانی هرگز هدایت نمی شوند؟

امام صادق(علیه السلام) فرمود کافران و منافقان هرگز در مسیر هدایت قرار نمی گیرند و شامل آیه ی 6 و 7 سوره ی بقره، می شوند به عبارتی همان کسانی هستند که خدا بر قلب و گوش و چشم آنها مهر نهاده است.

امام در ادامه می فرماید که کافران به پنج دسته تقسیم می شوند که سه گروه آنها قابل هدایتند:

1.      کفر به ربوبیت خدا، یعنی شخص قبول ندارد که نعوذ بالله اصلاً خدائی وجود دارد.

2.      کفر به معرفت خدا، یعنی شخص خدا را قبول دارد اما او را قادر و توانا نمی داند به عبارتی معتقد است که خدا ، فقط خلق می کند و سپس مخلوق را به حال خود رها می سازد.

3.      ترک بعضی از دستورات الهی، مثلا شخص نماز می خواند اما بی حجاب هم هست. بنی اسرائیل د راین مورد زبانزد هستند.

4.      کفران نعمت، یعنی شخص شکر الهی را که به جا نمی آورد هیچ، کفران نعمت هم می کند مانند قوم بنی اسرائیل

5.      کفر برائت، یعنی بیزاری ای است که افراد نسبت به هم  می جویند. زمانی که افراد موجب گمراهی هم  می شوند وقتی در تنگنا قرار می گیرند از یکدیگر بیزارند.

دو گروه اول هرگز هدایت نمی شوند ولی مابقی قابل هدایتند.

حربن ریاحی هم هدایت تکوینی را داشته و سپس با اختیار، هدایت تشریعی را پذیرفت.

سوال : فرض کنید شخصی در اعلا علیین هدایت قرار دارد به عبارتی کاملا در مسیر هدایت است و در استوارترین راه مستقیم، قدم برمی دارد. آیا قدرت شیطان بیش از قدرت خداست که می تواند او را فریب دهد؟

جواب: مسیر هدایت و مسیر ضلالت همواره کنار هم قرار دارند و در طول مسیر، راه های نفوذ به هر دو موجود.

مسیر هدایت در ابتدا با هدایت تکوینی آغاز شده و با هدایت تشریعی پیش می رود. هر دو مسیر به اذن خداست اما لوازم خلقت انسان در مسیر هدایت، انبیای الهی و در مسیر ضلالت، شیطان است.

به عبارتی شیطان برای آراستن هدایت، خلق شده و به خودی خود نقشی ندارد.

بلاتشبیه فرض کنید نجاری که می خواهد پنجره ای بسازد بایستی چوبی را اره کند. بدیهی است که در حین اره کردن، خاک اره هم تولید می شود. نجار می داند که خاک اره هم خواهد داشت اما قصد او، ایجاد خاک اره نبوده بلکه هدف تولید پنجره است.

گفتیم که مسیرهای نفوذی بین این دو مسیر وجود دارد. کسی که از هدایت به ضلالت برود را تزغ گویند و برعکس آن توبه نامیده می شود.

انسان تا لحظه ی مرگ می تواند بین این دو مسیر در نوسان باشد.

برهمین اساس است که در آیه ی 8 سوره ی آل عمران می خوانیم که :

"رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا..."

در خاطرات آقای قرائتی است که زمانی در مشهد در محضر جمعی از مراجع عظام بوده اند. از هر کدام که سوال می کنند اگر شما خواسته ای داشته باشید که اجابت شود آن خواسته چیست؟

جواب همگی"عاقبت به خیری" بوده است.

سوال: آیا انقطاع فیض با یک گناه، صورت می گیرد؟ به عبارتی حد گناه کاری چیست؟ آیا هدایت ما، فقط در این دنیاست و یا ادامه دارد؟

جواب:

همانطور که گفته شد مسیر هدایت و ضلالت همواره در کنار هم هستند که قبلا توضیح داده شد.

 

و اما در مورد ادامه ی روند هدایت، باید گفت که هدایت، بعد از مرگ نیز وجود دارد. مثلا شخصی در دنیا، نیکوکار بوده ولی خلاف هائی هم داشته که در عالم برزخ باید پاک شود. قرآن در آیات 31 تا 34 سوره ی قاف می فرماید:

وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِینَ غَیْرَ بَعِیدٍ ﴿۳۱﴾ هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوَّابٍ حَفِیظٍ ﴿۳۲﴾ مَنْ خَشِیَ الرَّحْمَن بِالْغَیْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِیبٍ ﴿۳۳﴾ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِکَ یَوْمُ الْخُلُودِ ﴿۳۴﴾

همانگونه که از آیات برمی آید بهشتیان باید دارای قلب منیب باشند نه قلب مریض. به عبارتی باید توبه کرده و پاک باشند.

امیدوارم با مطالب بالا خیلی از سوالاتی که در ذهن داشته اید برطرف شده باشند و کاملا در مسیر هدایت قرار بگیرید!!

اللهم اهدنا الصراط المستقیم

  • کانون فرهنگی هنری قاسم بن الحسن(علیه السلام)
سلام

داشتم به این فکر می کردم که تو هفته ی دفاع مقدس چه کاری میشه کرد که به معنای واقعی کلمه یاد و خاطره ی شهدا را زنده کرد که یاد این مطلب افتادم که از وبلاگ نقاش فقیر خوندم:

حالا به نظرت ما جز کدام دسته قرار می گیریم؟...

اونائی که تا حالا به حسین زمان لبیک گفتند و پر کشیدند که تکلیفشون معلومه اما ما چند مرده حلاجیم؟!....

نمی خوام بگم شهدا موجودات ماوراء الطبیعه ای بودند که ما نمی تونیم به اون مرحله که اونا رسیدند برسیم...نه ....منظورم اینه که مرد و مردونه تا حالا چقدر سعی کردیم مثل اونا عمل کنیم؟....

در عین اینکه تلاش می کنی برای اینکه قدمی در جهت رشد جامعه ت برداری چقدر در خودسازی موفقی؟...

چه بسیار افراذی که از صحابه ی پیامبر بودند و اخلاق نداشتند....

چه بسیار افرادی که عبادت می کنند و صورت ظاهریشون زیباست اما دریغ از یه کم سیرت نیکو....

به قول علمای دین، به نماز و روزه ی افراد خیلی متکی نباشید که چه بسا از روی عادت این کار را می کنند...

البته نمی خوام بگم نماز و روزه مهم نیست...نه اشتباه نکنید...منظورم اینه که اینها لازم هستند ولی کافی خیر...

القصه....اگه دیدی هر کاری می کنی اون طور که باید اثرگذار باشی نیستی بدون که اخلاصت یه کم ناخالصی پیدا کرده...اینو به راحتی میشه ثابت کرد...راهش اینه که یه مقایسه بکنی بین کارهائی که مدام انجام میدی و انگار نه انگار...هیچ تاثیری روی منش افراد ندارند ولی چهارتا استخون که از یه شهید رد میشه دل جماعتی را با خودش همراه می کنه...

خدایا شهیدمان کن در راه خودت

  • کانون فرهنگی هنری قاسم بن الحسن(علیه السلام)