کانون قاسم بن الحسن علیه السلام

یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم
ذکر کاشی های باب المجتبی"یا قاسم" است

پیوندهای روزانه

ای حسین! تو چه خواندی!
ای حسین!
تو در این دشت چه خواندی که هنوز، سنگ های «کوه رحمت» از گریه تو نالانند؟
عشق را هم ز تو باید آموخت و مناجات و صمیمیت را و عبودیت را و خدا را هم باید ز کلام تو شناخت...

در دعای عرفه،
تو چه گفتی؟ ... تو چه خواندی، که هنوز تب عرفان تو در پهنه این دشت، به جاست؟
پهن‌دشت عرفات، وادی «معرفت» است. و به مشعر ، وصل است.
ای حسین! دشت از نام تو عرفان دارد.
و شب از یاد تو عطرآگین است. آسمان، رنگ خدایی دارد.
و تو گویی به زمین نزدیک است.
ای حسین!
ای زلال ایمان، مرد عرفان و سلاح!
در دعای عرفه، تو چه خواندی، تو چه گفتی ، کامروز زیر هر خیمه گرم
یا که در سایه هر سنگ بزرگ، یا که در دامن کوه
حاجیان گریانند؟ با تو در نغمه و در زمزمه اند؟

  • کانون فرهنگی هنری قاسم بن الحسن(علیه السلام)

نظرات (۶)

سلام
سامانه اس ام اس
ارسال ودریافت پیامک
شماره موبایل های کل کشور
شماره های اصناف و مشاغل
منشی پیامک.ارسال هوشمند.ارسال زماندار
با تخفیف ویژه
با آی دی زیر همیشه آنلاینم
smstalebi
کامنت بسیار زیبایی بود ممنون
هندویی عقربی را دید که در آب برای نجات خویش دست و پا میزند …

هندو به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند !

با این وجود مرد هنوز تلاش میکرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب دوباره سعی کرد او را نیش بزند !!!

مردی در آن نزدیکی به او گفت : چرا از نجات عقربی که مدام نیش میزند دست نمیکشی ؟!

هندو گفت : عقرب به اقتضای طبیعتش نیش میزند طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن …

چرا باید از طبیعت خود که عشق ورزیدن است فقط به علت این که طبیعت عقرب نیش زدن است دست بکشم ؟!

هیچگاه از عشق ورزیدن دست نکش همیشه خوب باش حتی اگر اطرافیانت نیش بزنند
سلام مجدد ، سپاس از حضورتون
نظر لطف شماست ، شماهم اینک شدید .
فقط یک خاهش اونم اینکه بیزحمت آدرس وب منو تو قسمت "وبلاگ دوستان" وارد کنید تا هر زمان آپ کردم متوجه شید .
یا علی
جهت دانلود یکی از خنده دارترین نرم افزارهای اصفهانی به وبسایت ما مراجعه کنید
دنیا آن قدر کوچک نیست که در آن اسیر و گرفتار شدی، لذت ها و حلاوت هایی هست که تا نچشی طعم واقعی حیات را نمی یابی، سقف آسمان آن قدر کوتاه نیست که تو زیر بار مشکلات آن خردشدی، ندیدنی هایی هست که باید دید تا حسرت به دل به گل ننشینی.

می بینی سینه ات چه تنگ است و قلبت چقدر گرفته ؟ شاید او هم هوایی شده، شاید او هم دلتنگ خداست شاید او هم از این همه تکرار مکررات خسته شده، این همه را تجربه کردی، نمی خواهی یک بار هم راه خدا را تجربه کنی؟ یعنی به یک بار امتحان نمی ارزد؟ نمی خواهی ندای پروردگارت را بشنوی که چه مهربان صدایت می کند: ای بنده من، سال ها نظرگاه خلایق را که (ظاهر توست ) پاک ساختی، آیا شده ساعتی نیز نظرگاه مرا که ( قلب توست ) پاک سازی؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی