کانون قاسم بن الحسن علیه السلام

یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم
ذکر کاشی های باب المجتبی"یا قاسم" است

پیوندهای روزانه

پیش اکران فیلم

اینجا شهر دیگریست

راجع به دو روز آخر زندگی امیر المومنین علی (علیه السلام)

به کارگردانی: احمدرضا گرشاسبی

با حضور عوامل فیلم و اهل قلم

زمان:  دوشنبه مورخ 93/4/16 ساعت 16

آدرس : تهران - خیابان طالقانی - لانه جاسوسی - سالن عترت

جهت ثبت نام به وبلاگ فانوس جزیره مراجعه نمائید :

  azf06.blog.ir

بزرگواران وبلاگی می توانند با دوستان و خانواده خود به صورت رایگان تشریف بیاورند



**************************************************


سوال روز چهارم:

قرآن، به مسلمانان سفارش می کند که با غیرمسلمان رفتار خوبی داشته باشند اما او را به عنوان دوست صمیمی خود انتخاب نکنند. چرا؟

منبع: قرآن کریم، جزء چهارم


**************************************************


پاسخ سوال سوم:

سوره ی بقره آیات 263 و 264


قَوْلٌ مَّعْرُ‌وفٌ وَمَغْفِرَ‌ةٌ خَیْرٌ‌ مِّن صَدَقَةٍ یَتْبَعُهَا أَذًى ۗ وَاللَّـهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ ﴿٢٦٣ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِکُم بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ کَالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِ‌ئَاءَ النَّاسِ وَلَا یُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ‌ ۖ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَ‌ابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَ‌کَهُ صَلْدًا ۖ لَّا یَقْدِرُ‌ونَ عَلَىٰ شَیْءٍ مِّمَّا کَسَبُوا ۗ وَاللَّـهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِ‌ینَ ﴿٢٦٤



ترجمه:
گفتارى پسندیده [در برابر نیازمندان‌] و گذشت [از اصرار و تندىِ آنان‌] بهتر از صدقه‌اى است که آزارى به دنبال آن باشد، و خداوند بى‌نیاز بردبار است. (۲۶۳) اى کسانى که ایمان آورده‌اید، صدقه‌هاى خود را با منّت و آزار، باطل مکنید، مانند کسى که مالش را براى خودنمایى به مردم، انفاق مى‌کند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارد. پس مَثَل او همچون مَثَل سنگ خارایى است که بر روى آن، خاکى [نشسته‌] است، و رگبارى به آن رسیده و آن [سنگ‌] را سخت و صاف بر جاى نهاده است. آنان [=ریاکاران‌] نیز از آنچه به دست آورده‌اند، بهره‌اى نمى‌برند؛ و خداوند، گروه کافران را هدایت نمى‌کند. (۲۶۴)
  • کانون فرهنگی هنری قاسم بن الحسن(علیه السلام)

احمدرضا گرشاسبی

اکران فیلم

اینجا شهر دیگریست

فیلم

نظرات (۱)

اگرچه نزد شما تشنه ی سخن بودم
کسی که حرف دلش را نگفت من بودم

دلم برای خودم تنگ میشود ، آری
همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم

نشد جواب بگیرم سلام هایم را
هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم

چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را
اشاره ای کنم : انگار کوه کن بودم

من آن زلال پرست ام در آب گندِ زمان
که فکر صافی یِ آبی چنین لجن بودم

غریب بودم و گشتم غریب تر اما:
دلم خوش است که در غربت وطن بودم
پاسخ:
شما سرورید
ممنون از حضورتون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی