کانون قاسم بن الحسن علیه السلام

یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم
ذکر کاشی های باب المجتبی"یا قاسم" است

پیوندهای روزانه
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مجری:

خوب انتظار داریم الان سوال کننده ی اول اطلاع بدند  که البته فکر کنم خود من باید باشم..از سوالاتی که جلسات گذشته نوشته بودند من یه مورد را مطرح می کنم ان شاء الله حاج آقا جواب بدند تا ببینیم نفر اولی که میاد پشت تریبون کیه.

حاج آقا سوال پرسیدند که با این همه زیبائی ای که خانم ها این روزها عرضه می کنند و با توجه به اینکه پسرها با چشمشون عاشق می شوند پس تکلیف خانم های با حجاب چیه؟ راجع به این سوال توضیح بفرمائید.

 

حاج آقا منعمیان:

سوال خوبی کردند و فرمودند که دخترهائی که خودشون رو عرضه می کنند در جامعه و به اصطلاح بدون حجاب می آیند، اینها در معرض دید هستند و خوب آقایون، شهوتشون به چشمشونه و خوب اینها را بهتر می بینند. درسته؟ و وقتی اینها را بهتر می بینند اینها را برای ازدواج انتخاب می کنند.

ما دو تا جواب داریم برای کسانی که این سوال را می کنند. جواب اول را با یه داستان شروع کنم. یه کسی که از نظر خانوادگی در سطحی بودند که آلوده به گناه شده بودند یه دختری داشتند که خب دخترشون هم به همان شکل بود. آمدند خدمت آقای جوادی آملی و می خواستند ایشون برای این دختر، یه استخاره بکنند که آیا با فلان پسر ازدواج بکنه یا نه...

استخاره ای که کردند آیه ی 26 سوره ی مبارکه ی نور بود:

"الْخَبِیثاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ الطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الْخَبِیثاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ الطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّباتِ أُولئِکَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ"

صفحه ای که باز کردند این آیه ی 26 سوره ی مبارکه ی نور اومد که :

"زنان خبیث برای مردان خبیث هستند و مردان خبیث برای زنان خبیث؛ و زنان طیب برای مردان طیب هستند و آقایون طیب برای خانم های طیب..."

وقتی این آیه اومد، آقای جوادی آملی جواب دادند که این استخاره ی شما خوبه. یعنی اون آقائی که خبیثه برای شما که خانواده ی خبیثی هستید خوبه. برید تا این ازدواج صورت بگیره.

بله کسی که با ظاهری بی حجاب یا بد حجاب در جامعه می آید کسی را هم که انتخاب می کنه مثل خودش خبیثه ولی کسی که با ظاهر طیب می آید اون هم کسی را انتخاب می کنه که مثل خودش طیبه.

خب یه جواب دیگه هم ما داریم که بهشون بدیم و اون اینه که کسانی که نگاه می کنند به این خانم ها، حالا علاقه هم نشون میدند به این خانم ها، این خانم ها را مثل یه دستمال کاغذی می بینند. ما دستمال کاغذی را یه مدت استفاده می کنیم و بعد اون را می اندازیم سطل آشغال. اینها دیدشون به خانم های بی حجاب همین هست. دید حیوانی دارند. به اون دید جنسی، نگاه می کنند و بعد از استفاده شون و نفعشون، اون خانم را کنار می ذارند.

من خیلی از افراد را می شناسم و باهاشون حرف زده ام و و میگم چرا شما ازدواج نمی کنید؟ شما که فلان دختر و فلان دختر، زیر دستتون هست، چرا ازدواج نمی کنید؟ بعد اینها جواب دادند که آخه من با این دختر ازدواج کنم؟!

طرف خودش، دخترباز بود. گفتم چرا با این ازدواج نمی کنی؟ می گفت من که با این ازدواج نمی کنم. اگه یه دختر محجبه، خدا سر شاهده، یکی شون به من می گفت اگه یه دختر حوزوی برای من سراغ داری، آدرس به من بده تا با پدر و مادرم بریم برای خواستگاری.

می خوام خدمتتون عرض بکنم حتی پسرهائی که به دید حیوانی، پسرهائی که دخترباز هستند و نگاه می کنند به این دخترها، به دید حیوانی نگاه می کنند، یعنی از روی جنبه ی جنسی فقط نگاه می کنند، وقتی که موقع ازدواجشون شد، این دخترها را می ذارند کنار، دنبال یه خانم عفیف و پاکدامن می گردند.

 

مجری:

یکی از سوالاتی که مطرح شده اینه که پرسیدند که ببینید در اسلام و سایر ادیان الهی، یه مفهومی داریم به این صورت که "لا اکراه فی الدین"، "هیچ گونه اکره و اجباری در پذیرش دین وجود نداره" با این وجود چرا در کشور ما حجاب را اجباری کرده اند؟ آیا این منافاتی با معارف اسلامی نداره؟ و اگر منافاتی نداره چه دلیلی برای این کار وجود داره؟

 

حاج آقا الهی:

من ابتدا یه مقدمه ای بگم که در نهایت به جواب این سوال برسیم. ما اگه به واقعیت خودمون نگاه کنیم ما برای چی خلق شدیم؟ یعنی دیدمون را ببریم بالاتر و کلی تر فکر کنیم. این مسئله ی حجاب، یکی از اون چیزهائیه که باید ابتدا روش فکر کنیم و روی این مبنا تصمیم بگیریم. اصل خلقت ما، اگه کسی اهل فکر باشه اینه که خدا، انسان را خلیفه ی خودش روی زمین قرار داد و گفت بنده ی من بیا و از این امکاناتی که در اختیارت می ذارم استفاده کن و جانشین من روی زمین باش و بیا در صفات و خوبی هائی که من دارم مثل من بشو. اون وقت حضرت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، چرا اینقدر ارزش، براشون قائلیم؟ چون بزرگترین تجلی صفات خدا بودند. مظهر رحمت خدا بودند. مظهر مهر و عطوفت خدا بودند. هدایت گری خدا به واسطه ی ایشون، تکمیل شد. تمام این صفاتی که ما به خاطر کسبش به این دنیا اومدیم و خلق شدیم، یعنی تمام این تشکیلات را خدا آفرید، این همه پیامبر از آدم تا خاتم، این همه را فرستاد برای اینکه من و شما هدایت بشیم. این واقعیت از دین.

حالا اصل از دنیا و اهل دنیا اینه که بروند دنبال این واقعیت. در راستای همین واقعیت، یکی از چیزهائی که کمک کار انسان است اینه که هر انسانی تو جامعه، نقش اصلی خودش را بازی کنه. یعنی مرد یه انسانه و زن هم یه انسان. درسته؟

از نظر ارزش انسانی که ما با هم فرق نداریم. فقط خدا برای بقای نسل و ادامه ی حیات بشر، مثل بقیه ی موجودات، از دو جنس نر و ماده خلق کرده انسان را و یه نهادی به اسم خانواده گذاشته که این نهاد باعث استحکام جامعه و رشد جامعه که خود زن و مرد ابتدا تشکیل خانواده می دهند و با اون تربیت اسلامی و دینی، پشتوانه ی محکمی می شوند برای جامعه که این جامعه با همه ی افرادش می ره به سمت خدا یا لقاء الله که ما این دنیا بیشترین فضیلت هائی که تونستیم را باید به دست بیاریم. حالا اگه یکی بخواد حجاب داشته باشه، اگه یکی بخواد آرامش داشته باشه، شما تصور بکنید یه زن تو چه حالتی می تونه تو جامعه بره؟ فعالیت اجتماعی ش را داشته باشه؟ از آموزش، کارهای فرهنگی و چیزهای مختلفی که می تونه برای رشدش از اونها استفاده بکنه، از اینها بخواد بهره مند بشه بدون اینکه تعرض بهش بشه...بدون اینکه... ببینید گفتیم زن از نظر انسانی یا مرد یکیه. یعنی ما وقتی از دنیا رفتیم روحمون زنه یا مرده؟ یه روح بشری داریم. ارزشش هم یکسانه. فقط هر کدوم را به تناسب، اون که مرد است نقش مرد را ایفا می کنه و اون که زنه نقش زن را ایفا می کنه. این دوتا را خدا آفریده که در کنار هم، تکمیل کننده ی هم باشند در راه هدف اصلی که همون کماله و خوب بودن و خوب زیستن  که ان شاء الله بریم تو اون دنیا و از این کارهائی که انجام دادیم بهره مند بشیم. حالا یه زن اگه بخواد بره تو جامعه و نقش خودش را درست ایفا کنه چه توقعی از اون اجتماع داره؟ می خواد بره آموزش هائی که می تونه و در اختیارش هست را ببینه. می خواد از امکانات اجتماع برای رشد خودش استفاده کنه. به نظر خودتون، آیه و روایت و اینها هم نمی گیم، اگه این زن، حجابش کامل نباشه، اگه پوششش مناسب نباشه، به من بگید تو جامعه، اول کار، با چه دیدی به این نگاه می کنند؟ به دید یه ابزار مهیج و محرک.

ببینید برای قوام زندگی، خدا صفتی فوق العاده قوی را در مرد و زن قرار داده. مرد مظهر خواهشه و با چشمش به اصطلاح، اون مناظری را که می بینه طلب می کنه که تو این ماجرای عفاف و حجاب، بیماری ای که معمولا مردان مبتلا هستند چشم چرانی است که به تبعش بیماردلی و بعد دست زدن به اعمالی که منافی عفته.

در مورد زن بر عکسه. زن خیلی اهل چشم چرانی نیست ولی رو اون صفت ذاتی ای که خدا براش گذاشته و اون هم در راستای خانواده تعریف شده، مظهر جلوه گری و زیبائی و عطوفته. اینها همش از صفات خداست. زیبائی برای زن حسن است، عطوفت، مهربانی، نازک دلی، اینها همش برای زن نعمته و از صفات خداست که در وجود زن گذاشته ولی این را خدا خلق کرد که در راستای اهداف اصلی و در چارچوب مقدس خانواده، اینها مورد استفاده قرار بگیره. حالا این زن با این خصوصیاتش اگه با پوشش نادرستی اومد تو اجتماع، هم خودش را از رشد محروم می کنه چون همش باید سرگرم این باشه که این نگاه کرد، اون نگاه کرد، حالا نمی دونم آرایشم خراب شد چی کار کنم...

 

مجری:

ببخشید. من یه نکته ای بگم. با توجه به اینکه می خواهیم جلسه حالت مشارکتی و به صورت پرسش و پاسخی باشه، اگه لطف بفرمائید هم کوتاه و هم دقیقا همون خود سوال پاسخ داده بشه تا بتونیم به همه ی سوالات برسیم ممنون میشم. البته من تشکر می کنم صحبت های خیلی خوبی بود اما هنوز ما جواب این سوال را نگرفتیم. اینکه گفته میشه"لا اکراه فی الدین" چی میشه؟ ما می گیم "لا اکراه فی الدین" "درپذیرش دین، هیچ اجباری وجود نداره" چرا؟ به لحاظ عقلی اگه قراره که اجباری وجود داشته باشه که رشد شخصیتی وجود نداره. اینکه در اواخر سوره ی یوسف اومده:

"قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِی..."

پیامبر میگه این راهی که من دارم می روم و شما را بهش دعوت می کنم، این راه اسلام، راهیه که من خودم و هر کس من را تبعیت بکنه با بصیرت، به سمت خدا می برم..چرا؟ چرا با بصیرته؟ به خاطر اینکه اگه ما بدون بصیرت هم این راه را بریم، راه پیامبر را، درسته هدایت شدیم ولی این تغییری در شخصیت ما نداره. یعنی تغییری در رشد شخصیت ما نداره. یعنی خودمون باید با اختیار انتخاب بکنیم. اینکه می گیم "لا اکراه فی الدین" تو آیة الکرسی، بالاخره باید این دین به خانم و آقا در جامعه عرضه بشه تا اونها متوجه بشوند که این دین به نفعشونه. به نفعشونه که حجاب را رعایت بکنند و اگر شخص نخواست این را به زور به او تحمیل نکنیم.

درسته، صد در صد شکی توش نیست که انسان عاقل می پذیره که حجاب به نفعشه، به نفع جامعه است ولی اینکه ما بیائیم اجبار بکنیم، با توجه به "لا اکراه فی الدین" تنافی و تضاد نداره؟ این را توضیح بدید.

 

حاج آقا الهی:

این مفهوم "لا اکراه فی الدین" را که اشتباه از اون استفاده می کنند.

 

یکی از حاضرین:

وقتی کسی مسلمان شد که دیگه "لا اکراه فی الدین" معنی نداره

 

مجری:

خب ببینید در کشور ما، همه مسلمان نیستند، اهل کتاب داریم، بی دین داریم.

 

یکی از حاضرین:

خب ما الان داریم راجع به حجاب مسلمان بحث می کنیم.

 

مجری:

بله در مورد مسلمان داریم که نباید "یومن ببعض و یکفر ببعض" باشه. وقتی کسی اسلام آورد باید کامل ایمان بیاره. برای مسلمان صد در صد. اما در کشوری که غیر مسلمان هم داریم شما یه افکار دینی را که همون حجاب باشه، دارید با اجبار به افرادی تحمیل می کنید که شاید خودشون مسلمان نیستند.

 

حاج آقا الهی:

در مورد اکراه که می فرمائید "لا اکراه فی الدین"، این در مورد اصل دینه که بله طرف می تونه یا مسلمان باشه یا نباشه یا اصلا دین نداشته باشه کما اینکه در خیلی از کشورها، افراد خودشون می گویند که ما لائیکیم. اینکه دین داشته باشی یا نداشته باشی، قبول، اکراهی نیست ولی..یه مثال کوچک می زنم. تو یه کشوری می گویند که اجباری نیست کسی بره تو ارتش. درسته؟ شما می تونید برید، می تونید نرید. ولی آیا اگه رفتی تو ارتش، اونجا هم می تونی بگی اجباری نیست؟ در اصل پذیرش، ما اکراهی نداریم. اما وقتی پذیرفتیم اکراه دیگه معنی نداره.

کسی شما را مجبور می کنه نماز بخونید؟ کسی شما را مجبور می کنه خمس  بدید؟

 

مجری:

خب با توجه به این صحبت ها که شما نماز را مطرح کردید نکته ای وجود داره. خب می گیم که کسی که حجاب را رعایت نکنه باعث میشه که مشکلاتی در جامعه به وجود بیاید ولی اگه کسی نماز نخونه شاید موجب بشه برکت را از محله ای ببره.

 

حاج آقا الهی:

خب اونها دیگه اثرات وضعی میشه. ما تو بحث اون شاکله ی فکریش هستیم. شما وقتی پذیرفتید که تو ارتش باشید دیگه باید تا آخر برید. یکی از قوانین ارتش اینه که اگه فرستادنتون تو منطقه ی جنگی و وقتی شما، دشمن را دیدید و از ترس دشمن فرار کردید به محض اینکه رسیدید پشت جبهه، تیربارونتون می کنند. اینکه اکراه قرار نبود باشه..بله اون مال اصل کاره. مال اصل دینه. ثانیا در موارد دین، صحبت از یه حق طبیعیه. حق طبیعی مثل چیه؟ حجاب داشتن، حق داشتن حجاب و پوشش مناسب برای زن و حق آزادی مردان متدین اجتماع که آقا من متدینم و دوست ندارم تو جامعه ای که دارم میام...من می خوام برم فعالیت های اجتماعی و دینی خودم را انجام بدم. دوست ندارم هر روز با یه صحنه ای، با یه خانم بی حجاب و یا بدحجابی روبرو بشم و آرامش روانی من از دست بره. خیلی از جوانها، مشکلشون همینه. این جوان چه گناهی کرده؟ تو این ماجرا چه نقشی داره که این باید تو جامعه ای که پر شده از خانم های بدحجاب و بی حجاب..؟ بالاخره این غریزه را خدا تو وجودش قرار داده..می بینه و تحریک میشه. این چه کنه؟ شرایط ازدواج هم نداره..تا صحبت از یه حق طبیعیه مثل نفس کشیدن..ما مسائلی که در مورد نفس کشیدنه را راحت می پذیریم..کسی می تونه بیاد جلوی نفس کشیدن را بگیره؟  نه دیگه..این حق طبیعی تونه..این چیزیه که خدا تو آفرینشش، جوری شما را خلق کرده که باید نفس بکشی وهوا را هم خلق کرده برای تنفست.

اگه 99 نفر تو یه ساختمان ،تو یه اتاق باشند. بین اینها 98 نفرشون سیگاری باشند و یه نفرشون نخواد سیگار بکشه، حق با کیه؟ حق با اون یه نفره...این حق طبیعیشه که یه تنفس سالم داشته باشه. اینکه می فرمائید آزادی..خب شما اگه می خواهید آزادی را ببینید فقط آزادی یه نفر مهمه؟ آزادی من مهمه که می خوام لاقید باشم و لاابالی باشم و می خوام بم هر روز به ناموس یکی تعرض کنم؟ چشمم را کنترل نکنم و هر جور دلم خواست رفتار کنم؟ خب اون هم آزاده و می خواد حجاب داشته باشه. می خواد بیاد تو جامعه، راحت با امنیت بره و بیاد و کسی هم متعرضش نشه.

 

مجری:

در حقیقت شاید بتونیم بگیم که اسلام در مقابله با رفتارهای غیردینی، یه ابزاری داره به نام امر به معروف و نهی از منکر. حالا تو یه زمینه ای مراحل اول امر به معروف و نهی از منکر...مثلا شخصی نماز نمی خونه، با اخم کردن و ....ولی جاهائی حکومت باید وارد بشه و اون مراحل بالاتر امربه معروف و نهی از منکر انجام بشه.

 

حاج آقا الهی:

این بحث آزادی که می فرمائید، بعضی وقت ها، بعضی کارها مثل چشم چرانی، منجر میشه به بعضی اعمال زشت. اتفاقا یکی از شئون حکومت اینه که حکومت موظفه آرامش کل افراد را تامین کنه. ما بعضی از احکام را داریم که می گیم اگه کسی یه خلافی را سه بار تکرار کرد می گیم بکشیدش. خب این داره جامعه را خراب می کنه. حق این جامعه است که رشد کنه و در راستای اون هدف اصلی که کماله حرکت کنه.

 

حاج آقا منعمیان:

خیلی کوتاه، من موید این مطلب نکته ای را عرض کنم. ما یه سری از مسائل را داریم که فردیه و یه سری از مسائل را داریم که اجتماعیه. یه سری از مسائل را هم داریم که فردی هست تا یه جائی و از اونجا به بعد اجتماعی میشه. مثلا شما بگید من می خوام سر کار استراحت بکنم. میشه؟ شما ببینید همین استراحتی که فردی بود، اجتماعی شد. دقت داشته باشید. مسئله ی حجاب هم تا یه جائی فردیه و از یه جائی به بعد، اجتماعی میشه. فردی از کجا؟ اجتماعی از کجا؟

من نیتم فردیه اما عملا بعدش اجتماعی میشه. من وقتی در جامعه میام، مسئله ی اجتماعی میشه.

حالا یه مثال دیگه خدمتتون می زنم. مثلا من میگم دوست دارم چراغ قرمز را رد کنم. کاری هم به هیچ کس ندارم. به فرض اگه هم پلیس دید، من خودم جریمه ش را میدم. کاری هم به هیچ کس ندارم. من دلم می خواد. خودم می خوام چراغ را رد کنم...چراغ را رد می کنم میره..حالا شما تصور بکنید با این چراغ رد کردن من که یه مسئله ی اجتماعیه ..فکر هم می کردم کارم فردیه..ببینید چه اتفاقاتی میفته. باعث میشه که چند تصادف بشه. حتی ممکنه چند نفر جانشون را از دست بدهند. ترافیک بشه. حتی تو این ترافیک، یه آمبولانسی باشه که یه مریض توش باشه، به خاطر این ترافیک، آمبولانس معطل بشه و اون مریض، جان خودش را از دست بده.

شاید یه آتشنشانی می خواد بره یه آتشی را خاموش کنه، معطل بشه..ببینید من فقط روی همین فردی بودنش را دیدم و گفتم دلم می خواد چراغ را رد کنم ولی ببینید چه آثاری به دنبالش هست..ترافیک شد..جان افراد به خطر افتاد.خب این یه مسئله ی فردی بود ولی مشکلاتی که به دنبال اون اومد اجتماعی شد. حجاب هم همین هست. من میگم خودم دوست دارم این جوری باشم. دوست دارم پوششم این طوری باشه. ولی این نیست که فقط برای خودم باشه. وقتی با این صورتم، با این ظاهرم میام در جامعه، چقدر مشکلات برای جوانها ایجاد می کنم. چقدر خانواده ها متزلزل میشه با این حجاب من.

آقائی که میاد و خانمی را می بینه با این نحو، بعد خانم خودش را می بینه، بعد مقایسه می کنه. میگه اگه این خانمه پس خانم من چیه؟ خب همه ی اینها باعث سست شدن پایه ی خانواده میشه و مشکلات دیگه ای که هست.

 

سوال کننده:

چرا در ایران این همه بی حجابی هست؟ ما می خواهیم ببینیم مسئول این کار کیه؟ چرا جلوگیری نمی کنه؟ ما مردم که نمی تونیم هر روز دعوا کنیم؟ آقای احمدی نژاد گفتند ما کارهای مهمتری از روسری داریم. این آقا هم که گفتند نیروی انتظامی بهتره دخالت نکنه. یعنی هیچی. حالا ما می خواهیم بدونیم کدوم ارگان مسئول این کاره؟ اگه امور قضائیه، امور مجریه است..کیه؟ از طرفی شما می فرمائید از نظر شرعی، اگه به کسی که موهاش پیداست نگاه کنید، فعل حرام انجام دادید. پس ما شبانه روز داریم فعل حرام انجام می دیم. طرف لباسی پوشیده که اگه نمی پوشید بهتر بود. این تکلیف را معلوم کنید.

 

مجری:

البته سوال خیلی مهمی پرسیدند که قبلا هم این سوال پرسیده شده بود. این سوال، سوال نیست بلکه یه موضوعه. این سوال را بذارید موقع خودش. ان شاء الله ما زمانی که در مورد امر به معروف و نهی از منکر صحبت کردیم در مورد این مسئله، یه صورت مفصل توضیح می دیم. ما در قرآن داستان اصحاب صف را داریم که به دلیل امر به معروف و نهی از منکر نکردن، یه گروهشون تبدیل به بوزینه شدند. راه سعادت هر فردی، داشتن اعتقاد صحیحه در ابتدا و بعد منجرشدن این اعتقاد به عمل صالح. ما قبلا عرض کردیم که با شرایط فعلی، دین، داشتن اعتقاد صحیح و حفظ کردن این اعتقاد، خودش با مشکلاتی مواجه است و بعد از این نوبت عمل صالح می رسه. وقتی عمل صالح نباشه، هیچ فایده ای نداره..

 

یکی از حاضرین:

 خدمتتون عرض کنم حکومت، حکومت اسلامیه. تو مدارس، تو دانشگاه ها، تو ادارات، ضمانت اجرائی دارند. چرا باید اجازه بدهند بی حجاب تو مدرسه باشه؟ تو دانشگاه چرا باید بی حجاب باشه؟ یه مثال بزنم..زمان طاغوت، البته من طاغوت را تائید نمی کنم..یه دبیرستان  تو اصفهان بود به نام دبیرستان ادب.همه ی دبیرستان ها موهاشون بلند بود غیر از این دبیرستان. تا چهارم دبیرستان، همه ماشین می کردند. به قدری منضبط بودند که حد نداشت. چرا؟ چون اگه این کار را نمی کردند انضباطشون را کم می کردند..اوایل انقلاب هم این کار را می کردند تو مدرسه ها...اما الان این را انجام نمی دهند. سوال این بنده خدا هم همین بود که کی مقصره؟ کی باید جلوی این کار را بگیره؟

 

حاج آقا الهی:

عرض کنم خدمتتون..ببینید کل مشکل ما همین نظام طاغوت و شاهنشاهیه. اصل اسلام اینه که باید پذیرفته بشه. این "لا اکراه فی الدین" هم معنی ش همینه. یعنی یا بفهمی اسلام را و بدونی که چقدر برات مفیده. خودت به خوبی هاش پی می بری و دیگه زور نمی خواد. ولی یه توقع شاید بی جائی باشه که کشوری که 2500 سال با نظام شاهنشاهی پیش رفته و 2500 سال به این سیستم عادت کرده، مردم توقع دارند که مثل رضاشاه که اون نانوا را سر و ته، انداخت تو تنور، اینجوری باهاشون رفتار بشه. اسلام این منش را نداره. بی حجاب، سزایش این نیست که بکشندش. اون هم باید فرهنگ سازی بشه. حقیقت را بفهمه. به خدا قسم همین پسرهائی که ما بهشون می گیم دخترباز، همین دخترهائی که ما بهشون می گیم بی حجاب و بد حجاب، اگه حقیقت را بفهمند اگه بهتر از ما نشوند بدتر نمی شوند. ما این را زیاد تجربه کردیم. تو مرحله ی اول، همینه که ما خودمون فرهنگ سازی کنیم. شما هم که محصلید از فامیلتون شروع کنید. از خانواده و فامیل شروع کنید. بعد تو سطح اجتماع. اون امر به معروف و نهی از منکر که در حد خودتونه، مثلا اخم کردن و تذکر لسانی و حالا یه مقدار هم تند صحبت کردن نه پرخاش و درگیری. از اونجا به بعدش دیگه وظیفه ی حکومته. از طرفی زمانه هم اینطوره. ما تحت تاثیر فرهنگ غرب، متاسفانه ماشین و موبایلش را گرفتیم، این چیزهاش هم گرفتیم.

 

یکی از حاضرین:

حاج آقا ببخشید، چهارتا کتاب، پژوهش های حوزه، کار تحقیقی کرده، رسیده به اینجا که شان حکومت نیست که مستقیم وارد بشه. خود مردم، توده های مردم هستند که باید امر به معروف و نهی از منکر را انجام بدهند. اینکه حکومت، نیروی انتظامی، ولی فقیه و ...مستقیم وارد بشوند شان حکومت نیست. این یه نکته.

اگر وارد بشه همون موضوع نفاق پیش میاد. وقتی میگه "لا اکراه فی الدین" نمیشه با پتک دین را پذیرفت. باید با تمایل باشه. اگه اجبارش کردی این باعث میشه نفاق را تشدید کنی. البته بحث ما این نیست که بیائیم به اجبار این کار را بکنیم.

 

حاج آقا الهی:

ببینید ما الان تو فامیل خودمون...هر کی بیاد فکر کنه داریم همچنین ماجرائی را یا نه؟ ما مگه متدین نیستیم؟ چرا وظیفه مون را انجام نمی دیم؟ بعضی از خود ما، خانواده هامون حتی به بهانه ی اینکه می گیم بذار آزاد باشه، دخترمون یا همسرمون میره بیرون خیلی حجابشو رعایت نمی کنه. از خودمون شروع کنیم. اگه همه ی مسلمان ها از خودشون شروع می کردند این معضل حل می شد. یعنی هر زنی بالاخره، یه برادری، یه پدری، یه شوهری کنار دستش هست. اولین کسی که باید کنترل کنه همونه. یعنی اول باید غیرت زیاد بشه تا بعد ان شاء الله عفاف و حجاب.

 

یکی از حاضرین:

خدمتتون عرض کنم زمانی که جنگ بود، جنگ نظامی بود. خب ابزار خاص خودش را استفاده کردند. بعد از اون اومدند ابزار دیگه ای را به کار بردند از جمله تهاجم فرهنگی. حالا این تهاجم فرهنگی را به نظر من، اونها بردند. چرا بردند؟ ما ضعیف بودیم؟ ما اوایل انقلاب تا 100 سال اول هم خیلی خوب بودیم.حالا به چه شکل خوب بودیم معلوم نیست. اما الان حتی کم کم هم رشد نمی کنیم. داریم بدتر می شیم.

 

حاج آقا الهی:

من این حرف شما را قبول ندارم. اتفاقا ببینید یه فرهنگ 2500 ساله، اقلا انصاف داشته بدید 250 سال می خواد تا عوض بشه.



ادامه در پستی دیگر.....

  • کانون فرهنگی هنری قاسم بن الحسن(علیه السلام)

کرسی آزاد اندیشی

عفاف

حجاب

نظرات (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم.با عرض سلام.خسته نباشید و از تموم کسانی که در پیشرفت معنوی این وبلاگ کمک میکنن,تشکر میکنم و من لم یشکر المخلوف لم یشکر الخالق کسی که از بنده خدا تشکر نکنه از خدا هم تشکر نکرده است
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام بر سربازان حضرت مهدی علیه السلام.این زحمات معنوی شما مصداق این چند ایه قران کریم هست و شما از افرادی هستید که مصداق این ایه شریفه هستید که خداوند متعال میفرماید:یسارعون فی الخیرات(مومنون ایه 61 و انبیائ ایه 90)مومن واقعی کسی هست که دنبال کار خیر می دوند و همواره در کارهای خیر به سرعت اقدام میکنن. و مصداق ایه شریفه هستید که خدای متعال میفرماید:فاستبقوا الخیرات(بقره ایه 148)در نیکیها واعمال خیر بر یکدیگر سبقت بگیرید.ومصداق این ایه شریه هستید که تعاونوا علی البر و التقوی(مائده ایه 2)همواره در راه نیکی و پرهیز گاری به یکدیگر کمک کنید.این کار خوب شما ,کمک به رشد تعالی و روح معنوی انسان هست.انشالله خدا به فضل و کرم خود از شما قبول کند.التماس دعا

پاسخ:
پاسخ:
سلام حاج آقا
انجام وظیفه است
دیگه با این تعریفائی که شما می کنید نوشابه تو شهر نمی مونه که!!! همه ی نوشابه ها را برای ما باز کردید!!
ان شاء الله که خدا بر توفیقات همه مون اضافه کنه و کارمون مورد رضایتش قرار بگیره
ممنون از حضورتون
حاجت روا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی