کانون قاسم بن الحسن علیه السلام

یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم
ذکر کاشی های باب المجتبی"یا قاسم" است

پیوندهای روزانه
حسنین  بیمار شدند.

پیامبر  از آنها عیادت کرد. یکی از اصحاب به علی علیه السلام عرض کرد: « چه خوب بود برای شفای دو فرزندت نذری برای خدا می کردی.» 
امام علی فرمود: « نذر می‌کنم اگر خوب شدند سه روز را روزه بگیرم.»
فاطمه نیز چنین گفت.
امام حسن و حسین علیهما السلام هم گفتند: « ما نیز سه روز روزه می گیریم.»
فضه، کنیز آنان، نیز همین نذر را کرد.
چندی نگذشت که حسن و حسین علیهما السلام شفا یافتند.
همه روزه گرفتند. اما برای افطار چیزی در خانه نبود.
علی علیه السلام نماز مغرب را با پیامبر خدا گزارد و به منزل آمد. سفره را گستردند و هر پنج نفر سر سفره نشستند. هنگامی که امیرالمومنین اولین تکه را کند،

ناگاه مسکینی در خانه را زد و گفت:

« السلام علیکم یا اهل بیت محمد. من مسلمان مسکینی هستم. از آنچه می‌خورید به من بخورانید. خداوند از نعمت‌های بهشت به شما بدهد!» همه اهل خانه هر پنج قرص نان را به مسکین دادند، شب را گرسنه خوابیدند و چیزی جز آب نخوردند.
فردای آن روز را نیز روزه گرفتند.
بعد از نماز مغرب، همین که سر سفره نشستند، یتیمی به در خانه آمد و گفت:

« السلام علیکم اهل بیت محمد. من یتیمی مسلمان هستم. از آنچه می‌خورید به من نیز بدهید. خداوند شما را از نعمت های بهشتی اطعام کند.»
همه اهل خانه، آن شب را نیز گرسنه سپری کردند و چیزی جز آب نخوردند. فردا نیز همین اتفاق تکرار شد و این بار اسیری از مشرکین به در خانه آمد و گفت:

« السلام علیکم یا اهل بیت محمد ما را اسیر می کنید و به بند می کشید، اما به ما غذا نمی‌دهید؟» آن شب نیز همه نان‌های خود را به اسیر دادند و با آب افطار کردند و گرسنه خوابیدند.
فردای آن روز علی، حسن و حسین را نزد رسول خدا برد. آنها از فرط گرسنگی مانند جوجه به خود می لرزیدند. پیامبر با دیدن آنان فرمود:« ای اباالحسن، حالت شما مرا سخت ناراحت می کند. نزد دخترم فاطمه برویم.» نزد فاطمه رفتند و دیدند او در محراب خود، از گرسنگی دچار ضعف شدیدی شده و چشمانش گود افتاده است.
پیامبر او را به سینه چسباند و گفت: « به خدا پناه می‌برم. شما سه روز است که گرسنه‌اید!»

جبرئیل نازل شد و گفت: « ای محمد، آنچه را خداوند برای تو در باره اهل بیت مهیا ساخته است، بگیر.»
پیامبر فرمود:« چیست؟ »
جبرئیل آیات آغازین سوره‌ی « هل اتی » را قرائت کرد

سلام و درود خدا بر مردی که حتی با بلند شدن نامش در صبح و ظهر و شام از مناهره ها باز هم از مظلومیتش کم نشد...

---------------

 

سلام و درود خدا بر مردی که شان نزول ایه ولایت ،ایه تطهیر و سوره هل اتی شد

بیایید روز بیست سوم بیست جهارم و بیست و پنجم ماه ذی الحجه(پنج شنبه ،جمعه ،شنبه)مصادف با سه روز روزه داری امیر المومنین ،حضرت زهرا و حسنین بود بجهت سلامتی و تعجیل در ظهور ولی عصر روزه بداریم

برای ثبت نام کافی است پیغام خود را به ایمیل a_r_ch6275@yahoo.com با موضوع ثبت نام و یا از طریق سامانه پیام کوتاه 09361379927 ارسال فرمایید

باشد که مورد قبول در گاه حق تعالی واقع شود

  • کانون فرهنگی هنری قاسم بن الحسن(علیه السلام)

نظرات (۸)

  • گلبرگ مغرور
  • سلام
    طاعات قبول
    محرّم، زیباترین نگارخانه در قلب هستی است

    که زمین و آسمان و ملک و ملکوت و عرش و فرش را شگفت زده کرده است.

    ایام سوگواری حسینی تسلیت باد د
  • دوستدار مهدی(عج)وسرباز کریم آل زهراحسن(ع
  • سلام.

    «آیینه روی مجتبایی قاسم *** مستغرق ذات کبریایی قاسم

    مثل علی اکبری برای ارباب *** چشم تو کُنَد گره گشایی قاسم

    حالا که پسر دار شده شاه کریم *** داغ است بساط هر گدایی قاسم

    از گوشه لبهات عسل می ریزد *** مدهوش ز باده بقایی قاسم

    دل می برد از همه مناجات شبت *** مانند حسن چه خوش صدایی قاسم

    قسمت نشده اگر امامت بکنی *** معصومیِ راز کردگاری قاسم

    تحت الحنکی که بسته ای شاهد بود *** زیبای امامزاده هایی قاسم

    در کرب وبلا همه حرمدار شدند *** آخر تو خودت بگو کجایی قاسم

    گویا که حرم نداشتن ارث شماست *** بی مرقد و بی صحن و سرایی قاسم

    تو وارث تک سوار جنگ جملی *** الحق حسن کرب و بلایی قاسم

    زیر پر عباس کشیدی شمشیر *** شاگرد امیر خیمه هایی قاسم

    گردن زده ای ازرق و اولادش را *** زیرا نوه شیر خدایی قاسم

    در عرش برای تو علی کف زده است *** تو وارث شاه لا فتایی قاسم

    ای وای گرفته اند همه دور تو را *** چون گل به میان خارهایی قاسم

    زیر سم اسب نرم شد پیکر تو *** بر داغ عظیم مبتلایی قاسم

    نجمه همه گیسوان خود را می کَند *** تو قاتل او به نیزه هایی قاسم»

    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج
    التماس دعا
    یا علی
  • دوستدار مهدی(عج)وسرباز کریم آل زهراحسن(ع
  • سلام.

    «با سر ِنیزه تنت را چه به هم ریخته اند ذره ذره بدنت را چه به هم ریخته اند
    سنگها روی لب خشک تو جا خوش کردند این عقیق یمنت را چه به هم ریخته اند
    وسط معرکه ای رفتی و گیر افتادی سر فرصت بدنت را چه به هم ریخته اند
    تابه حالا نشده بود جوابم ندهی وای بر من دهنت را چه به هم ریخته اند
    چشم من تار شده به چه مداواش کنم یوسفم پیرهنت را چه به هم ریخته اند
    عمه ات آمده تا دست به معجر ببرد پدر بی کفنت را چه به هم ریخته اند
    ابروان تو حسینی ست و چشمت حسنی ست این حسین و حسنت را چه به هم ریخته اند»

    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج
    التماس دعا
    یا علی
    بسم رب الحسین(ع)
    شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

    از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست مروه پشت سر نهاده اما صفا دارد حسین

    او وفای عهد را با سر کند سودا ولی خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین

    دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا با کدامین سر کند مشکل دوتا دارد حسین

    می برد در کربلا هفتاد و دو تن ذبح عظیم بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

    دست آخر کز همه بیگانه شد هنوز با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

    آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
  • دوستدار مهدی(عج)وسرباز کریم آل زهراحسن(ع
  • سلام.

    «دعا کنید به جان برادرم عباس

    دعا کنید برای یل حرم عباس

    و ان یکاد بخوانید، چشم دشمنهاست

    به چشم و دست علمدار لشگرم عباس

    بخواب طفل ربابه امید داشته باش

    به مشک دوش امیر دلاورم عباس

    بمانُ واز حرم عشق پاسداری کن

    که بودنت کُند آرام خواهرم، عباس

    رجز بخوان که بدانند در حرم هستی

    چه تند می زند این قلب دخترم، عباس

    کرم کن و نرو از خیمه کرم بیرون

    که من به فکر غمِ گوش و معجرم عباس

    اگر به خاک بیفتی یقین کند زینب

    که خنجری بنشیند به حنجرم عباس

    به مشک پاره ساقی رسیده ام امشب

    شده نوای لب یار آخرم عباس»

    اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج
    التماس دعا
    یا علی
    اگر صبح قیامت را شبی است ، آن شب است امشب

    طبیب از من ملول و جان ز حسرت بر لب است امشب


    برادر جان یکی سر بر کن از خواب و تماشا کن

    که زینب بی تو چون در ذکر یا رب یا رب است امشب


    جهان پر انقلاب و من غریب ، این دشت پر وحشت

    تو در خواب خوش و بیمار در تاب و تب است امشب


    سرت مهمان خولی و تنت با ساربان همدم

    مرا با هر دو اندر دل هزاران مطلب است امشب


    صبا از من به زهرا( س) گو بیا ، شام غریبان بین

    که گریان دیده ی دشمن به حال زینب است امشب...
  • محب المهدی
  • با سلام. یک سوال و یک کمک.
    این تغییر زبان با قالب وبلاگه یا کد جداگانه ای داره؟
    اگه پاسخ بدبد ممنونم.
    منم یکی از فعالان محله روبروتون (شمس آباد) هستم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی